قدیمی 08-06-2010, 10:14 PM   #1
(کاربر معمولی)
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: Tehran
نوشته ها: 12   (نمایش پست ها)
تشکر: 1
5 بار در 3 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
پیش فرض حسابداري اسلامي در ايران

مقدمه

در محافل دانشگاهي و مراجع حرفه‌اي کشورهاي مسلمان مدتي است که بحث حسابداري اسلامي مطرح و در اين زمينه سمينارهايي نيز برگزار شده است. گروهي از حسابداران مسلمان معتقدند بنابه ملاحظات جهان‌بيني اسلامي و غربي، حسابداري سنتي که مبتني ‌بر جهان‌بيني غربي است نمي‌تواند پاسخگوي تأمين نيازهاي گزارشگري مالي در کشورهاي اسلامي باشد. لذا حسابداران مسلمان بايد در کشورهاي اسلامي تعريفي از حسابداري اسلامي ارائه کنند و با تبيين اهداف و خصوصيات حسابداري اسلامي، الزامات گزارشگري را روشن کنند. در اين زمينه تحقيقاتي انجام شده است که نتايج آنها همه در يک جهت نمي‌باشد.

گروه ديگري از حسابداران مسلمان اصرار دارند که حسابداري اسلامي يا غربي ندارد، اگر حسابداري اسلامي مطرح شود قاعدتاً حسابداري مسيحي يا حسابداري يهودي هم مي‌تواند مصداق داشته باشد. جان‌کلام مخالفان حسابداري اسلامي اين است که حسابداري، حسابداري است. در اين مقاله تلاش بر اين است که اين ديدگاهها در چارچوب شرايط محيطي ايران بررسي شود و نهايتاً تحليلي از ديد نگارنده ارائه گردد.



حسابداري اسلامي در سطح نظر

شايد آنچه که به‌عنوان تفاوت بنيادي محيطي قابل طرح است حضور دين در زندگي فردي و تجزيه آن از مسائل اجتماعي است. در کشورهاي اسلامي نقش تعاليم اسلامي در زندگي جمعي پر‌رنگ مي‌باشد و در قوانين و مقررات حکومت‌داري، قرآن و سنت درنظر گرفته مي‌شود.

بعضي از صاحبنظران مبانـي اقتصـاد اسلامي را بـا اقتصـاد غـربـي کـامـلاً متفاوت مي‌داننـد
(Taheri, 1999; Rahman, 1999, Baydoun and Willet, 2000) . در اسـلام انسـان امانـت‌دار است. در صورتي که در غرب انسان مالک نهايي شناخته مي‌شود. لذا پاسخگويي نهايي مسلمان از نظر مسائل مالي در برابر خداوند است و چنين پاسخگويي از طريق زکات و خمس در عمل پياده مي‌شود.

در غرب حداکثرسازي سود، فردگرايي، منافع شخصي زيربناي حرکتهاي اقتصادي است اما يک‌ مسلمان پايبند به ارزشهاي اسلامي در پي سود معقول، منافع جمعي و انصاف و عدالت است.

در اسلام بعضي از معاملات رايج در غرب مانند ربا، قمار، تجارت مشروبات الکلي عملي حرام است و ممنوع است. بعضي از رهبران ديني معتقدند، فعاليتهاي اقتصادي در اسلام بر دو ستون اخلاقي عدالت و احسان استوار است. بنابراين تجارت اسلامي بايد برپايه اين ارزشها انجام شود. (Yaya and Hameed, 2004).

اين تفاوتها محرک اصلي حسابداران مسلمان براي ارائه يک تعريف و الگو براي حسابداري اسلامي مي‌باشد.

زيد (Zaid, 1997) حسابداري اسلامي را به‌شرح زير تعريف کرده است :

«حسابداري فرايند منظم ثبت معاملات مشروع در دفاتر و اندازه‌گيري نتايج مالي برمبناي اين معاملات به‌منظور استفاده در تصميم‌گيري است.»

در اينجا تنها تفاوت اصلي آن با تعريف حسابداري سنتي اضافه کردن واژه "مشروع" است. به نظر نمي‌رسد با اضافه‌کردن اين واژه بتوان حسابداري سنتي را به حسابداري اسلامي تغيير داد. اين موضوع در کشور ما که تمام قوانين از جمله قوانين حاکم ‌بر تجارت توسط شوراي نگهبان از نظر انطباق با شرع بررسي مي‌شود بيشتر زير سؤال مي‌رود، زيرا بنابر مشروع بودن معاملات است.

افزون بر اين، حسابداري بايد تمام معاملات را ثبت و گزارش کند. حتي اگر برخلاف شرع، معامله غيرمشروع انجام شود حسابداري ناگزير به ثبت واقعيت است و نمي‌توان به‌دليل غيرمشروع بودن از گزارش آن خودداري کرد.

الخدش عـلاوه‌بر مشروعيت، مسئـله زکـات را در تعريف حسابـداري اسلامي گنجـانـده است:

حسابداري اسلامي عبارت است از فرايند شناسايي، اندازه‌گيري و گزارشگري مشروعيت فعاليتهاي مالي که براي تصميم‌گيري، محاسبـه زکات و محاسبه سود واقعي عمليات سرمايه‌گذاري اسلامي براساس دستورات اسلام، مفيد باشد.

تعاريف ديگري نيز غير از اين وجود دارد. در اينجا به‌جز بحث مشروعيت، مسئله زکات اضافه شده است. يکي از مسائلي که در کشورهاي اسلامي در مذهب سني مورد توجه جدي است اندازه‌گيري عناصر صورتهاي مالي براي محاسبه زکات است. اين موضوع در حوزه بانکداري اسلامي بعضاً نيز پياده شده است. يعني زکات به ‌عنوان آخرين رقم سود و زيان گزارش مي‌شود. محاسبه زکات بايد مبتني ‌بر ارزشهاي جاري داراييها باشد.

در مذهب شيعه زکات به کالاهاي معدودي (شتر، گاو، گوسفند، خرما، جو، کشمش، طلا و نقره) تعلق مي‌گيرد، اما به منفعت کسب به‌طور عام تعلق نمي‌گيرد. لذا نمي‌توان در ايران مسئله زکات را به‌ عنوان يک ‌عامل مهم در تعريف حسابداري اسلامي بيان کرد. حوزه گزارشگري مالي اساساً مربوط به شرکتها و ديگر شخصيتهايي است که محاسبه زکات براي آنها مورد ندارد. در مذهب شيعه خمس به منفعت کسب تعلق مي‌گيرد اما خمس هم اساساً در حوزه فردي است و انتقال آن يا پرداخت آن توسط شخصيت حقوقي يا شرکت تاکنون مطرح نشده است.



جايگاه خمس و زكات در حسابداري اسلامي

دورنمائي از فلسفه خمس

گرچه اسلام درآمدهايي را که از طرق نامشروع، همچون اختلاس، احتکار، کم‏فروشي، ربا، سرقت، رشوه و امثال آن بدست مي‏آيد، به شدّت حرام کرده و حکومت اسلامي را مسئول بازگشت اين اموال به صاحبان اصلي آنها دانسته است، چنانکه اميرالمؤمنين علي‏عليه السلام فرمود: تمام اموالي را که در زمان خليفه سوّم ميان نورچشمي‏ها به ناحق تقسيم شده است، برخواهم گرداند، گرچه آن اموال در مهر زنان هزينه شده باشد. امّا با اين حال به دلايل تفاوت‏هاي حکيمانه‏اي که خداوند ميان انسان‏ها قرار داده است و به خاطر تلاش و تخصّص و ابتکار، برخي افراد درآمد بيشتري دارند که از طريق مشروع نيز کسب کرده‏اند، و برخي افراد با درآمد کم، توانِ اداره زندگي خود را ندارند .

تمام نظام‏هاي بشري براي کم‏درآمدها به فکر چاره بوده‏اند، زيرا اگر اين خلاء به نحوي پر نشود، کينه و حسادتِ کم‏درآمدها نسبت به پردرآمدها شعله‏ور مي‏شود و شعله‏اش ممکن است همه چيز را بسوزاند. اگر گرسنگان سير نشوند، خطر بالا رفتن آمار جنايات جدّي مي‏شود و هر نظامي که به فکر گرسنگان نباشد، ماندني نيست.

گرسنگي جمعي از مردم و پرخوري جمع ديگر را هيچ عقل و وجدان سالمي نمي‏پذيرد. به همين دليل، براي حلّ اين مسأله افراد و حکومت‏ها، طرحهاي زيادي ارائه داده‏اند که رايج‏ترين آنها گرفتن ماليات و برقراري تأمين اجتماعي و ايجاد مؤسسات خيريّه و صندوق‏هاي قرض‌الحسنه و امثال آن است.
اسلام نيز که مکتبي جامع و اجتماعي است، براي فقرزدايي و حل مشکل محرومان جامعه، طرحهايي را ارائه داده که يکي از آنها، مسئله خمس است.

رسيدگي به فقرا به قدري مهم است که حضرت علي‏عليه السلام در حال نماز انگشتر خود را به فقيري که در مسجد از مردم تقاضاي کمک مي‏کرد و کسي به او پاسخ مثبتي نداد، عطا کرد و اشاره نکرد که صبر کند و بعد از نماز به او کمک کند بلکه در حال رکوع انگشتر خود را به او بخشيد و آيه نازل شد: «انّما وليّکم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزّکاة و هم راکعون» (3)

خمس، نوعي تعديل ثروت است که انسان با اراده خود و با قصد قربت، براساس ايماني که دارد و اعتمادي که به او مي‏شود، درآمدهاي خود را بررسي و هزبنه متعارف زندگي خود را از آن کاسته و بيست درصد از سودي که مازاد بر هزينه زندگي سالانه او است، به عالم‏ترين، متّقي‏ترين و بي‏هوس‏ترين افراد مي‏پردازد تا او همچون وکيلي مورد اعتماد، در آنچه به صلاح جامعه مي‏بيند، هزينه کند.
اين تعديل ثروت از طريق خمس و زکات، امري واجب است، ولي اسلام براي تعديل ثروت راههاي غير الزامي ديگري نيز از قبيل وقف، هبه، صدقه، انفاق، وصيت، کفّاره، نذر، عهد، ايثار و قرض‏الحسنه، قرار داده است.

تعديل ثروت در بعضي از مکاتب اقتصادي همچون کمونيسم، از طريق نفي مالکيت خصوصي و به انحصار دولت درآوردن همه چيز، آن هم به صورت اجبار صورت مي‏گيرد که در اين نوع تعديل هيچ‏گونه آزادي و انتخاب و رشد وجود ندارد.


خمس در قرآن

«وَ اعلَموا أنّما غَنِمتُم مِن شَي‏ءٍ فَاِنّ لِلّهِ خُمُسَه و لِلرَّسولِ ولِذِي القُربي‏ وَ اليتامي‏ والمَساکينِ وابنِ السَّبيلِ اِن کُنتُم آمَنتُم بِاللّه...»

«اگر به خدا ايمان داريد، بدانيد هر چه را به عنوان غنيمت بدست مي‏آوريد، بي‌ترديد يک پنجم آن براي خدا و رسول و خويشان و يتيمان و درماندگان و در راه ماندگان است.»


تاريخ نزول آيه

بعضي زمان نزول آيه را جنگ بني قينقاع (15 شوال سال دوم هجري) مي‏دانند، برخي زمان نزول را جنگ اُحد (7 شوّال سال سوم هجري) و بعضي جنگ بدر (رمضان سال دوم هجري) مي‏دانند. که خداوند از مجاهدان اسلام مي‏خواهد خمس آنچه را در جنگ به غنيمت برده‏اند، پرداخت نمايند.

نگاهي دقيق‏تر به آيه خمس

نگاهي به آيه خمس اهميت آن را نشان مي‏دهد زيرا:

1- در کمتر آيه‏اي مربوط به احکام، اين همه تأکيد پي در پي آمده است. کلمات «واعلموا، انّما، من شي، فانّ، للّه خُمُسه (بجاي «خمسه للّه») و ان کنتم آمنتم» نشان تأکيد است.

2- براي تهييج مردم مي‏فرمايد: اگر ايمان داريد، خمس بدهيد. بنابراين پرداخت آن از لوازم ايمان شناخته شده است.

3- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (که به اصطلاح جمله اسميه است) بيانگر اين است که اين حکم دائمي است، نه موقّت و موسمي. به علاوه چيزي که نشانه ايمان است نمي‏تواند موقّت باشد.

4- کلمه «واعلموا» در اول آيه به معناي آن است که بايد خمس دادن باورتان بيايد و مسئله را جدي بگيريد. راستي عجيب است که شرکت در جبهه، کنار پيامبر بودن، اهل نماز و روزه بودن، عقايد سالم داشتن، از مهاجرين، انصار و سابقين بودن، مجروح شدن و بالاخره بر سپاه کفر پيروز شدن به تنهايي کافي نيست، زيرا با آن همه کمالات باز هم قرآن مي‏فرمايد: اي رزمندگان پيروز! اگر ايمان داريد خمس غنائم را بپردازيد. اگر به بعضي از دستورات مثل جهاد و نماز عمل کرديد، ولي به دستور خمس عمل نکرديد، ايمان واقعي نداريد.



يک نکته مهم

رسول خدا صلي الله عليه و آله در شب جنگ بدر نخوابيد و دائماً دعا مي‏کرد و مي‏فرمود: «خدايا! اين گروه اندک از مسلمين روي زمين مشابهي ندارند، اگر اينها شکست بخورند روي زمين بنده مؤمني نخواهي داشت.» امّا قرآن خطاب به همين رزمندگان مي‏فرمايد: «اگر ايمان داريد، خمس بدهيد.» يعني چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسيار کم باشد، ولي حتّي همين تعداد کم که مشمول دعاي پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه و آله نيز هستند، اگر به تکليف الهي و پرداخت خمس عمل نکنند، ايمان ندارند.



اهميت خمس

پرداخت خمس از جهات متعددي داراي اهميت است که ما به بعضي از آن جهات فهرست‏وار اشاره مي‏کنيم.



از نظر سياسي

پرداخت خمس به حاکم و فقيه جامع الشرائط سبب ارتباط مردم با جانشينان پيامبر مي‏شود که اين ارتباط در طول تاريخ لرزه بر اندام طاغوت‏ها انداخته است. پرداخت خمس کمک کردن به خط اهل بيت و تقويت بنيه مالي فقها و حوزه‏هاي علميه‏اي است که روشنگر مردم در طول تاريخ بوده‏اند. پرداخت خمس سبب تبليغ و نشر تفکّر علوي به وسيله علما و فضلا و طلاّب و مرزباني از حدود و ثغور ديني و مبارزه با انواع انحرافات فکري و اخلاقي و سم‏پاشي‏ها و ايجاد ترديدها و وسوسه‏هاي بدخواهان مغرض و يا طرفداران ساده دل است.به علاوه اين پرداخت، رابطه عاطفي ميان فقها و مردم را برقرار مي‏کند و فقها را از وضعيت اقتصادي جامعه آگاه مي‏کند.



از نظر اقتصادي

پرداخت خمس راهي براي تعديل ثروت، مبارزه با تکاثر و رسيدگي به محرومان و تهي‏دستان جامعه است.



از نظر اجتماعي

پرداخت خمس راهي براي ايجاد الفت و محبت ميان طبقات مختلف و جلوگيري از ايجاد شکاف‏هاي عميقِ اجتماعي است.

آثار خمس

اگر به تعبيراتي که در آيات و روايات آمده است توجّه کنيم، به آثار پرداخت خمس بيشتر پي خواهيم برد. بعضي جملات و کلماتي را که براي فلسفه خمس آمده فهرست‏وار مطرح مي‏کنيم.

1- نسل پاک

در روايات مي‏خوانيم: «لتطيب ولادتهم» پرداخت خمس، مال را پاک و مال پاک مقدمه نسل پاک است.

2- تقويت دين

امام رضاعليه السلام فرمودند: «الخمس عوننا علي ديننا» خمس، حق ما اهل‏بيت و پشتوانه مکتب و راه ما است.

3 - پاکي مال

امام صادق عليه السلام فرمود: من از گرفتن درهم شما هدفي جز پاک کردن شما ندارم، زيرا وضع مالي من امروز خوب است. «ما اريد بذلک الا ان تطهروا»

4- گوارا بودن درآمد

در حديث ديگري از امام صادق عليه السلام مي‏خوانيم: هر کس خمس ما را بدهد باقي درآمدش براي او گواراست. «يودّي خمسنا و يطيب له»

5- فقر زدائي از خاندان رسالت

امام کاظم عليه السلام فرمود: خداوند نيمي از خمس را براي فقر زدائي از بستگان پيامبر که از زکات و صدقات محرومند قرار داد. «و جعل للفقراء قرابة الرسول نصف الخمس فاغناهم به عن صدقات الناس...»

6- نظم و حساب در سرمايه

کسي که حساب سال دارد و خمس مي‏دهد، در واقع شخصي حسابگر، منظم و دقيق است و ميزان درآمد و مصرفش مشخّص است.

امام باقر عليه السلام فرمود: «الکمال کلّ الکمال: التّفقه في الدّين والصبر علي النائبة و تقدير المَعيشة» بالاترين کمال در سه چيز است: شناخت عميق دين، پايداري در برابر ناملايمات و نظم و برنامه در زندگي. و...

خمس در زمان پيامبرصلي الله عليه وآله

1- در آيات و روايات نام زکات بيشتر از خمس آمده است، شايد بدليل اين که جز افراد نادر در مکّه و بعضي از قبايل که بازرگاني مي‏کردند بيشتر مردم کشاورز و دامدار بودند، ولي با اين حال پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه و آله افرادي را براي گرفتن خمس به مناطق مي‏فرستاد، چنانکه در تاريخ آمده است: مثلاً علي بن ابيطالب‏عليه السلام و عمرو بن حزم و معاذبن جبل را به يمن و مُحميه را در بني زبيد براي گرفتن خمس فرستاد. «بعثه رسول اللّه لاخذ الاخماس».

2- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله براي هيأت‏هايي که به حضورش مي‏رسيدند بعد از امر به ايمان در کنار نماز و زکات، خمس را نيز مطرح مي‏فرمودند: «آمرکم بالايمان... و اقام الصلوة و ايتاء الزکاة و تعطوا الخمس من المغنم»

3- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در نامه‏هايي که براي قبايل مي‏فرستادند به موضوع خمس اشاره مي‏کردند.

4- مسلمانان همان گونه که زکات را نزد پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي‏فرستادند، خمس را نيز خدمت حضرت مي‏فرستادند.



خمس پس از پيامبر

گرچه مسيري که پيامبر معين فرموده بود دچار انحراف گرديد و خلفا غنيمت را منحصر در غنائم جنگي نمودند و اهل بيت پيامبر تا زمان امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام از خمس منع گرديدند، ليکن هنگامي که فضاي تبليغ براي اين دو امام عزيز باز شد، به مسئله خمس پرداختند.

بعد از امام صادق عليه السلام تا زمان غيبت حضرت ولي‏عصر عليه السلام امامان معصوم در مناطق مختلف مثل بلخ، بخارا، ري، قم، نيشابور، شيراز، همدان، خراسان، قزوين، اهواز، عراق، يمن، موصل و بغداد براي گرفتن خمس نماينده داشتند.

دليل پيدا شدن فرقه واقفيه اين بود که خمسِ مردم نزد يکي از نمايندگان امام کاظم عليه‌السلام جمع شده بود و هنگامي که امام به شهادت رسيد آن نماينده اعلام کرد بعد از امام هفتم امامي نداريم تا بتواند اموالي را که از خمس نزد او مانده تصرف کند.

آري، نماينده امام معصوم نيز در معرض خطر انحراف است. در نهج‏البلاغه نمونه‏هايي از عزل شدگان حضرت علي‏عليه السلام به چشم مي‏خورد که بعضي از آنها کينه حضرت رابه دل گرفتند و براي خود دار و دسته‏اي تشکيل دادند و همين که فهميدند حسين بن علي عليهما السلام به کربلا رسيده نيروهاي خود را براي قتل امام به کربلا اعزام کردند و با صراحت به امام مي‏گفتند: ما با شما مسئله‏اي نداريم ولي کينه و بغض پدرت را در دل داريم که ما را عزل کرد.

دورنمايي از فلسفه زكات

محاسبه زكات

بعضي از محققين محاسبه زكات را به عنوان هدف اصلي در حسابداري اسلامي بيان كرده‌اند. اگر زكات به عنوان هدف (Gambling and Karim, 1991; Baydoun and Willet, 1994)اصلي قرار گيرد هر شخص از فريبكاري يا ظاهرآرايي ناخواسته پرهيز مي‌كند زيرا هميشه خدا را ناظر بر اعمال خود مي‌بيند.

در نتيجه اطلاعات حسابداري به طور غيرمستقيم هم پاسخگوي نيازهاي استفاده‌كنندگان است و هم پاسخگوي مسئوليت اجتماعي .(Adnan and Gaffikin 1997)

طرفداران اين رويكرد معتقدند حداكثرسازي زكات بايد جايگزين حداكثرسازي سود شود .چنين روشي افراد را در تعقيب حداكثرسازي سود به نفع توجه به مسائل اجتماعي و انساني تعديل مي‌كند.

نارسايي اين ديدگاه اين است كه تمركز بر زكات، موجب محدود شدن حوزه گزارشگري مالي مي‌شود و لازم است اهداف گسترده‌تري در نظر گرفته شود .همان گونه كه قبلاً عنوان شد، چالشهاي حسابداري اسلامي در ايران محدوديت موارد مشمول زكات در مذهب شيعه عملاً ناقض قرار دادن محاسبه زكات به عنوان يك هدف اصلي در گزارشگري مالي است.

نكته ديگري كه در مورد زكات وجود دارد اين است كه مفاهيم نظري در حسابداري براي گزارشگري مالي با مقاصد عمومي است . اگر هدف را به زكات محدود كنيم مثل اين است كه در حسابداري كنوني هدف را محاسبه ماليات بدانيم . چنين رويكردي در حسابداري مالي مردود است.

تضاد ديگري كه اين رويكرد گرفتار آن است بحث جايگزيني حداكثرسازي زكات به جاي حداكثرسازي سود است . معمولاً زكات در كشورهاي اسلامي ذيربط تابعي از افزايش داراييها (شامل درآمد و سود) است و نرخ آن در حدود 5/2 درصد خالص داراييهاست . در استاندارد حسابداري شماره 9 سازمان حسابداري و حسابرسي مؤسسات مالي اسلامي نحوه محاسبه زكات تشريح شده است.

لذا زكات زماني حداكثر مي‌شود كه سود حداكثر شود. ضمن اينكه اگر حداكثرسازي سود در چارچوب شرع باشد چه ايرادي دارد؟ حداكثرسازي سود خود انگيزه‌اي براي افزايش كارايي است و در جوامع مسلمان بايد افزايش كارايي براي استفاده بهتر از منابع اقتصادي محدود تشويق شود تا جامعه اسلامي از دام فقر رها شود.



حسابداري اسلامي

سازمان حسابداري و حسابرسي موسسات مالي اسلامي مباشرت را به عنوان يکي از اهداف ارائه اطلاعات پذيرفته است اين سازمان تصريح کرده است که يکي از اهداف حسابداري مالي کمک به محافظت داراييها و بهبود تواناييهاي مديريتي بانکهاي اسلامي است وظيفه مباشرت بايد کانون توجه حسابداران موسسات مالي اسلامي براي گزارشگري به اشخاص برون سازمان باشد .



پاسخگويي :

گفته مي‌شود پاسخگويي مفهومي گسترده تر از مباشرت دارد پاسخگويي به عنوان وظيفه ارائه حساب يا بازخواست در رابطه با اقداماتي تعريف مي‌شود که يک شخص مسئوليت آنرا به عهده دارد در اين تعريف پاسخگويي در قالب رابطه کارفرما و کارگزار بيان شده کارفرما قدرت اداره منابع را همراه با دستور عمل شيوه انجام عمل و اعطاي پاداش به کارگزار اعطا مي‌کند کارگزار بايد براي رسيدن به اهداف خاص و همچنين ارائه اطلاعات به کارفرماي خود اقدامات لازم را انجام دهد اما دامنه پاسخگويي فراتر از ارائه حساب مربوطه به اقدامات انجام شده به کارفرما مي‌باشد . بايد جنبه متافيزيکي پاسخگويي به خدا را نيز به اين دامنه اضافه کرد واين وظيفه از طريق پاسخگويي به جامعه ايفا مي‌شود.



پاسخگويي اسلامي :

براساس مفاهيم قرآني انسان خليفه الله است که امانت الهي به او سپرده شده خداوند اين امانت را به آسمانها زمين و کوهها عرضه کرد اما آنها از پذيرفتن آن هراسناک شدند اما انسان آنرا پذيرفت . مسئوليت اين امانت آنقدر سنگين است که آسمانها و زمين و کوهها تاپ پذيرش آنرا نداشته‌اند بنابراين انسان بايد به دشواري ايفاي اين مسئوليت آگاه باشند انسان نه تنها در قبال مسائل معنوي بلکه در رابطه با موضوعات اجتماعي تجاري و قراردادي بايد پاسخگو باشد اين نوع پاسخگويي ميتواند به عنوان هداف اصلي حسابداري تلقي شود اين مفهوم آنچنان در جامعه اسلامي ريشه دارد که مي‌تواند به عنوان بزرگترين محرک براي توسعه عملي حسابداري اسلامي به کارگرفته ميشود .

براي ايفاي پاسخگويي اسلامي هم سازمانها اسلامي کارگزار و هم صاحبان سرمايه کارفرما مسئوليت دارند . پاسخگويي اوليه از مفهوم خلافت نشات مي‌گيرد زيرا انسان امانت‌دار منابع الهي است چگونگي اعمل اين خلافت در قرآن و حديث به عنوان منابع اصلي آيين اسلامي مشخص شده است .

افزون براين‌، براساس پاسخگويي اسلامي مي‌توان اهداف ثانويه ديگري مانند رعايت شريعت‌، ارزيابي توزيع زکات ، توزيع عادلانه ثروت بين ذينفعان و ايجاد محيط همکاري و مساعدت را نيز تعريف کرد که به ارائه اطلاعات کمک مي‌کند و شرکتها را تشويق مي‌نمايد که در حل مشکلات امت اسلامي مشارکت کنند .



پاسخگويي از طريق زکات :

هدف اصلي اطلاعات حسابداري اسلامي ارائه اطلاعات براي ايفاي تعهد پاسخگويي به صاحب اصلي خدا است بنابراين پاسخگويي کلي زماني در عمل محقق مي‌شود که در راستاي ايفاي تعهد زکات باشد اگر زکات به عنوان هداف اوليه قرار گيرد هر شخص فريبکاري يا ظاهر آرايي ناخواسته پرهيز مي‌کند زيرا هميشه خدا را ناظر اعمال خود مي‌بينند در نتيجه اطلاعات حسابداري به طور غير‌مستقيم هم پاسخگويي نيازهاي استفاده‌کنندگان است و هم پاسخگوي مسئوليت اجتماعي.

سازمان‌هاي اسلامي بايد زکات مدار باشند نه سود مدار . يعني سود خالص نبايد به عنوان مباني ارزيابي عملکرد استفاده شود بلکه هدف بايد متوجه پرداخت زکات بيشتر باشد براي اينکه جهت سازمان در راستاي زکات باشد سيستم حسابداري نيز بايد مبتني بر زکات باشد اين نگرش منجر به تقويت اسلام در سازمانها مي‌شود براي رسيدن به اين هدف ابتدا بايد از حداکثرسازي سود به سمت حداکثرسازي زکات حرکت کرد بنابراين سود به عنوا ن يک هدف مياني است در صورتيکه زکات هدف نهايي است . مفهوم زکات مسلمانان را تشويق مي‌کنند که با رعايت شريعت سود کسب کنند و بخشي را به عنوان زکات جهت رفاه اجتماعي بپردازند . سرانجام چنين روشي پلي ميان دنيا و آخرت است . زيرا زکات باعث بيداري وجدان انسان مي‌شود و او را به ياد توشه آخرت مي‌اندازد .

سيستم تجارت اسلامي بايد بتواند به مقصود شريعت برسد مقصد شريعت شامل هر چيزي است که براي فلاح موفقيت در دنيا و آخرت و حيات طيبه زندگي پاک در چارچوب شريعت لازم است .

تعيين مبناي زكات

براساس استاندارد حسابداري مالي شماره 9: زكات

روش خالص داراييها
داراييهاي مشمول زكات
ريال
ريال

وجه نقد و معادل وجه نقد

حسابهاي دريافتني (خالص)

تأمين مالي مضاربه

تأمين مالي مشاركت

استثنا

موجودي كالا

اوراق بهادار قابل خريد و فروش

املاك تجاري

ساير سرمايه‌گذاريهاي تجاري

جمع

كسر مي شود :

بدهيها

حسابهاي جاري

حسابهاي پرداختني

ساير بدهيها

حقوق متعلق به دولت و اوقاف

حقوق اقليت

حقوق دارندگان حسابهاي سرمايه‌گذاري

محدود نشده

جمع

مبناي زكات

زكات دوره مالي (5775/2% * 128.094.035)
204.554.392

428.234.216

20.000.000

30.000.000

20.000.000

15.814.130

180.542.229

16.330.659

45.000.000







21.130.727

49.561.094

53.185.054

4.000.000

20.000.000



684.504.716




















960.475.626



















(832.381.591)

28.094.035

3.301.624


هيئت استانداردهاي حسابداري آمريكا (FASB) به عنوان پيشرو تدوين مفاهيم نظري اقرار كرده است كه اين مفاهيم براي محيط اقتصادي، سياسي و اجتماعي آمريكا تدوين شده است . بنابراين شرايط محيطي بر حسابداري مؤثر است . در يك كشور مسلمان اگر محيط اقتصادي مبتني بر رعايت ارزشهاي اسلامي باشد قاعدتاً چنين محيطي بر گزارشگري مالي مؤثر خواهد بود. اما نيازي نيست كه براي انعكاس اين نياز واژه ” اسلامي“ را به حسابداري بيفزاييم . زيرا كار حسابداري مالي ارائه اطلاعات است و اين اطلاعات براساس نيازهاي استفاده‌كنندگان تعريف مي‌شود . البته اگر منظور از حسابداري اسلامي اين باشد شايد اختلافها بيشتر بر سر نام باشد .

آنگونه كه شاعر بزرگ مولوي مي فرمايند :

اختلاف خلـق از نام اوفتـاد چون به معني رفت آرام اوفتاد



تفاوت خمس و زکات با ماليات

گاهي مي‏گويند: ما که به دولت اسلامي ماليات مي‏دهيم، ديگر خمس و زکات براي چه؟

در پاسخ به اين سؤال، به تفاوت‏هايي که ميان خمس و زکات با ماليات است اشاره مي‏کنيم:



تفاوت اول

ماليات، هزينه‏اي است که شما مي‏پردازيد تا دولت، رفاه شما را بيرون منزل تأمين کند. مثلاً بيرون منزل شما بوستاني احداث کند همان گونه که خود نيز در منزل باغچه احداث مي‏کنيد.
هر کسي حياط منزل خود را موزائيک يا سنگ مي‏کند، به دولت نيز ماليات مي‏دهد تا بيرون منزلش را آسفالت کند.

درب منزل خود را قفل مي‏زند، به دولت نيز ماليات مي‏دهد بيرون منزل پليس بگمارد.
در منزل لامپ روشن مي‏کند، به دولت نيز ماليات مي‏دهد تا بيرون منزل، کوچه و خيابان را روشن کند.
در منزل کپسول آتش نشاني دارد، به دولت نيز ماليات مي‏دهد تا بيرون منزل ماشين آتش نشاني را آماده داشته باشد.

بنابراين ماليات، خرج خود شما مي‏شود و نظير پولي است که شما در منزل براي زندگي شخصي هزينه مي‏کنيد. با اين تفاوت که آنچه در منزل خرج مي‏کنيد مستقيم است و آنچه در بيرون خرج مي‏شود به واسطه مالياتي است که به دولت مي‏دهيد.



تفاوت دوم

پرداخت خمس و زکات، به عنوان يک عبادت است و در آن قصد قربت لازم است که اگر نباشد عمل قبول نمي‏شود. بر خلاف ماليات که قصد قربت نمي‏خواهد و نوعاً با اکراه پرداخت مي‏گردد.


تفاوت سوّم

خمس، زير نظر عالم‏ترين، محبوب‏ترين، با تقوي‏ترين فردي که با تحقيق انتخاب شده، يعني فقيه عادل مصرف مي‏شود، بر خلاف ماليات که چنين شرطي در آن نيست و لذا گاهي غير عادلانه هزينه مي‏شود. به علاوه اتصال طبقه محروم با عالم رباني زمينه پندپذيري و اطاعت از خدا و رسول است و فقرا و ساير گيرندگان، چون خمس را از دست جانشين امام زمان عليه السلام مي‏گيرند احساس حقارت نمي‏کنند.



تفاوت چهارم

در خمس و زکات به پرداخت کننده اعتماد مي‏شود، يعني اولاً خودش حساب مال خود را مي‏کند نه بازرس و مأمور دولت. ثانياً کسي را که مي‏خواهد مال خود را به او بدهد انتخاب مي‏کند که کدام مرجع و عالم متّقي‏تر باشد. ثالثاً از مصرف آن زير نظر مجتهد عادل آگاه است و مي‏داند در کجا هزينه مي‏شود.


تفاوت پنجم

در خمس و زکات هدفِ گيرنده، رشد و پاک کردن مردم و هدفِ پرداخت کننده قرب به خداست.
خمس را از مازاد مخارج سالانه مي‏گيرند، ولي ماليات از اصل درآمد مردم گرفته مي‏شود.
زکات از اموال عمومي و خمس از بودجه‏هاي حکومتي است و اين خود يک سياست بسيار عالي است که رسول اکرم صلي الله عليه و آله خواسته تا دست بستگانش را از اموال عمومي (زکات) دور نگه دارد تا نگويند پيامبر اسلام خويشان خود را بر اموال عمومي حاکم کرد و اگر فقيري از بستگان حضرت بود حاکم معصوم يا عادل به قدر رفع نياز، مشکل او را حل کند.

نتيجه جدا شدن صندوق زکات از صندوق خمس، جدا شدن سادات و بستگان پيامبر از ديگران است تا نسب پيامبر در جامعه محو نشود.



ديدگاه شيعه

امّا از ديدگاه شيعه، به جز فعاليت کشاورزي و دامداري که مشمول زکات مي‏باشد، هرگونه فعاليتِ درآمدزا، چه روي زمين، همچون استخراج معدن و کشف گنج و چه در دريا، همچون صيد و غواصّي و چه فعاليت‏هاي تجاري، خدماتي، صنعتي، آموزشي، درماني، در سطوح کلان يا خرد، مشمول خمس مي‏باشد و روايات بسياري در اين موارد وارد شده که فقهاي بزرگوار بر اساس آنها، مسائل مربوطه را به تفصيل در رساله‏هاي عمليه بيان کرده‏اند.

سودمندي براي تصميم‌گيري

سازمان حسابداري و حسابرسي مؤسسات مالي اسلامي در بيانيه شماره 1، اهداف حسابداري مالي بانكها و مؤسسات مالي اسلامي، هدف اصلي حسابداري مالي را ارائه اطلاعات براي كمك به تصميم‌گيريهاي استفاده‌كنندگان تعريف كرده است.

در اين بيانيه آمده است آنهايي كه با بانكهاي اسلامي سر و كار دارند در درجه اول به اطاعت و رضايت خدا در معاملات اهميت مي دهند.

اهداف حسابداري مالي براي ساير بانكها، اكثراً در كشورهاي غيراسلامي تعريف شده است . بنابراين طبيعي است كه تفاوتهايي بين اهداف تعيين شده براي بانكهاي اسلامي با اهداف تعيين شده براي ساير بانكها وجود داشته باشد.

اين سازمان براي تعيين اهداف از دو رويكرد استفاده كرد:

الف) تعيين اهداف برمبناي اصول و روشهاي اسلام و سپس بررسي اين اهداف باتوجه به مباني نظري موجود.

ب) شروع كار از مباني نظري موجود و تطبيق آن با شريعت اسلام.

رويكرد اول را يكي از علماي شريعت انجام داده است و رويكرد دوم توسط يك متخصص حسابداري. نهايتاً تعريف اهداف براساس رويكرد دوم پذيرفته شد.

طبق اين بيانيه، هدف گزارشگري مالي ارائه اطلاعات زير است:

1) اطلاعات مربوط به رعايت شريعت توسط بانكها

2) اطلاعات مربوط به منابع اقتصادي و تعهدات و آثار رويدادها

3) اطلاعات لازم براي تعيين زكات

4) اطلاعات لازم براي برآورد جريانهاي نقدي، زمان و خطرات تحقق آن

5) اطلاعات لازم براي ارزيابي مسئوليتهاي اماني بانكها براي حفاظت منابع و سرمايه‌گذاريهاي آن

6) اطلاعات مربوط به ايفاي مسئوليت اجتماعي توسط بانك

بعضي از صاحبنظران معتقدند چارچوب نظري سازمان حسابداري و حسابرسي مؤسسات مالي اسلامي بيشتر هم جهت با حسابداري سنتي است، اگرچه در اهداف آن جوهره اسلامي مشاهده ميشود. در ديدگاه سنتي، اطلاعات مربوط براي استفاده‌كنندگان، اطلاعات راجع به وضعيت مالي و عملكرد مالي است. عملكرد مالي هم در قالب سود اندازه‌گيري مي‌شود. سود بيشتر معياري از موفقيت بيشتر است. (Yaya and Hameed, 2002)

شايد از اين جهت بعضي از صاحبنظران، اهداف حسابداري سنتي را براي حسابداري اسلامي نامناسب بدانند، چون معتقدند در اسلام بايد در پي سود معقول بود.

تمام اهدافي كه در اينجا بررسي شد به نوعي از حسابداري معاصر گرفته شده است. ماهيت اصلي بحث اين است كه در كشورهاي مسلمان، اطلاعات مورد نياز استفاده‌كنندگان متفاوت است و استفاده‌كنندگان در مورد مسائلي مانند رعايت شريعت و محاسبه زكات خواهان اطلاعات هستند. بنابه دلايل زير نيازي نيست كه براي انعكاس اين تفاوتها، حسابداري را به حسابداري اسلامي تغيير دهيم:

1) هدف حسابداري مالي تأمين نيازهاي اطلاعاتي افراد برون سازماني است و اين نيازها تا حدودي تابع محيط است . بنابراين مسائل محيطي بر حسابداري مؤثر است و اگر در جايي علاوه بر اطلاعات معمول در سطح بين الملل، اطلاعات ديگري هم مورد نياز باشد، مي‌توان آن را ارائه كرد.

2) در اكثر كشورهاي اسلامي بنگاه داري و تجارت همانند ديگر كشورها انجام مي‌شود و در موارد زيادي اصول تجارت باهم يكسان مي‌باشد. اهداف حسابداري هم بايد همه بنگاهها را پوشش دهد.

3) دنبال كردن هدف سود حداكثر اگر در چارچوب شرع باشد براي يك مسلمان امر نامشروعي نيست. در عمل هم به نظر نمي‌رسد انگيزه كسب سود يك مسلمان با غيرمسلمان متفاوت باشد.

4) در مورد معاملاتي كه ويژه مسلمانان است مي‌تواند استاندارد خاص براي تكميل استانداردهاي رايج تدوين كرد، مانند استانداردهاي مربوط به عقود اسلامي.

5) تأكيد بر زكات اولاً دامنه كاربرد را محدود مي‌كند و ثانياً در كشور ما به دليل محدو د بودن موارد مشمول زكات، مناسب نيست.

6) اهداف حسابداري را هم مي‌توان بر پايه سودمندي براي تصميم‌گيري و هم براساس پاسخگويي تدوين كرد. در موارد زيادي ممكن است اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري براي پاسخگويي هم مناسب باشد. چون اطلاعات هم براي تصميم گيري مورد نياز است و هم پاسخگويي، در مفاهيم نظري بايد هر دو پوشش داده شود. لذا تأكيد صرف بر پاسخگويي يا پاسخگويي اسلامي در محيط تجارت كنوني جوابگو نيست.

لذا حسابداري بايد همان حسابداري بماند و نيازي نيست واژه " اسلامي" را به آن اضافه كنيم . اما بايد به مسائل محيطي در كشورهاي مسلمان توجه شود. مثلاً حسابداري معاملات اسلامي مي‌تواند مطرح شود. سازمان حسابداري و حسابرسي، براي عقود اسلامي، استاندارد حسابداري تدوين كرده است. زيرا استانداردهاي بين‌المللي در اين زمينه كافي نيست. دبيركل پيشين اين سازمان اعتقاد دارد كه اين استانداردها مكمل استانداردهاي بين‌المللي است، نه اينكه تافته جدا بافته.
(Abdel Karim, 2004)

خصوصيات حسابداري اسلامي :

مباحث مربوط به خصوصيات حسابداري اسلامي بر دو موضوع اندازه گيري مالي و ارائه و افشاء متمرکز شده است که به بحث در رابطه با آنان مي پرداززيم .



اندازه گيري مالي :

در اغلب مطالب ادبيات حسابداري اسلامي زکات به عنوان سنگ بناي تعين ابزارهاي اندازه گيري معرفي شده است که دلايل انتخاب آن شرح زير است :

1. در اسلام زکات مفهومي است که مستقيماً با اندازه‌گيري دارايي‌ها سر و کار دارد .

2. در بسياري از آيات قرآن بلافاصله پس از دستور نماز، زکات بر مسلمانان واجب شده بنابراين مسلمانان براي ايفاي اين تعهد بايد ابزارهاي لازم چون حسابداري را به کار گيرند .

3. توسعه حسابداري در دولتهاي اوليه اسلامي ارتباط مستقيم با زکات دارد در آن زمان دولت اسلامي دفترها و گزارشهاي حسابداري را براي تعيين زکات و پاسخگويي مورد آن تهيه مي‌کرد .

ديدگاه غالب در تعيين زکات استفاده از قميت فروش در زمان ايجاد تعهد بابت زکات است لذا سازمانهاي تجاري اسلامي بايد از بهاي جاري نه بهاي تمام شده تاريخي استفاده کنند .

سازمان حسابداري و حسابرسي موسسات مالي اسلامي (AAOFI4996 )[10] در بيانيه مفاهيم حسابداري به مفهوم ارزشهاي جاري دارايي ها بدهيها و سرمايه گذاريهاي محدود شده اشاره کرده است اما به دليل فقدان ابزارهاي کافي به کار گيري ان توصيه نشده است در عمل از بهاي تمام شده تاريخي استفاده مي شود و ارزشهاي جاري تنها به صورت اطلاعات مکمل ممکن است ارائه شود بنابراين بانکهاي اسلامي از بهاي تمام شده تاريخي استفاده مي کنند.

در حسابداري هم ميتوان از بهاي تمام شده تاريخي و هم ارزشهاي جاري استفاده کرد بنابراين سيستم حسابداري اسلامي سيستم دو گانه اي براي ارزشيابي دارايي دارد واحد اقتصادي اسلامي هم بايد پايبند به قرار داد باشد وهم تعهد خود درم ورد زکات را درنظر بگيرد زيرا قرار داد مبتني بر معاملات گذشته و زکات مبتني بر ارزشهاي جاري است بنابراين بايد مباي اندازه‌گيري براي هر يک از اين اهداف وجود داشته باشد بهاي تمام شده تاريخي با مفهوم مباشرت سازگار است روش بهاي تمام شده تاريخي مسئوليت اماني مديران وظيفه مباشرت آنها را بهتر منعکس مي‌کند به نظر مي‌رسد بهاي تمام شده تاريخي بر خلاف روش ارزش جاري هيچ پايه قابل دفاعي در شريعت ندارد اصل ايفاي تعهدات مربوط به قرارداد در اسلام نمي‌تواند به عنوان پايه‌اي براي بکار‌گيري بهاي تمام شده تاريخي به کار رود زيرا خود قرار داد يک فعاليت تاريخي است اما در آينده محقق مي‌شود بنابراين در زمان اندازه‌گيري بايد از ارزشهاي جاري استفاده شود .

استفاده از بهاي تمام شده تاريخي ممکن است موجب تخريب اصلي افشاي واقعيت شود .



ارائه و افشاء:

اهميت ارائه و افشاء در ايفاي وظايف و تعهدات طبق شريعت اسلامي است براي دستيابي به اين هدف يک واحد تجار ي اسلامي بايد حداقل موارد زير را افشا کند :

1. هر گونه معاملات ممنوعي که صورت گرفته است .

2. تعهدات زکات که بايد پرداخت شود يا قبلاً پرداخت شده .

3. مسئوليت اجتماعي شامل وجوه خيريه ، دستمزد کارکنان و حفظ محيط زيست است .

بنابراين محتواي گزارشگري مالي در يک جامعه اسلامي احتمالاً مفصلتر از جوامع غربي است . ترازنامه مبتني بر ارزشهاي جامعه يکي از الزامات اصلي براي شرکت‌هايست که در جامعه اسلامي فعاليت مي‌کنند .

جايگاه سود و زيان بايد به يادداشت‌هاي توصيفي تنزل يابد زيرا صورت سود و زيان موجب تقويت گرايش مردم به سود مفرط مي‌شود در نتيجه در جامعه اسلامي اثر منفي دارد به جاي صورت سود و زيان بايد صورت ارزش افزوده ارائه گردد زيرا خصوصيات توزيعي صورت ارزش قابل توجهي بر ايفاي مسئوليت اجتماعي در سال جاري ندارد اما تا حدودي کارکنان مي‌توانند براي تاثيرگذاري بر واحد تجاري در مواردي مانند پاداش از آن استفاده کنند علاوه براين جامعه نيز مي‌تواند براي وادار ساختن واحد تجاري جهت توجه بيشتر به مسئوليت اجتماعي از صورت ارزش افزوده استفاده کند در صورتيکه صورت سود و زيان چنين قابليتي را ندارد . صورت ارزش افزوده مي‌تواند اطلاعاتي در مورد توزيع ثروت بين بخشهاي مختلف جامعه ارائه کند و عملکرد شرکت را با توجه به منافع تمام ذينفعان نشان دهد در نتيجه سياست آگاهانه توزيع مجدد ثروت و انتقال منابع بين گروههاي مختلف جامعه را تقويت مي‌کند به هر صورت اسلام علاوه بر توزيع منابع به تحصيل آن نيز توجه دارد اسلام انسان را مکلف مي‌كند تنها منابع حلال را تحصيل کند صورت ارزش افزوده متمرکز بر توزيع است و تحصيل منابع را منعکس نمي‌کند لذا اعتقاد داريم که صورت ارزش افزوده براي ايفاي الزامات گزارشگري اسلامي کافي نيست .

سود سرمايه‌گذاري بدون پذيرش خطر و ساير معاملات ربوي اين گروه معاملات بايد در صورتهاي مالي و شرکت‌هاي تجاري اسلامي افشا شود .



نتايج تحقيق انجام شده در اندونزي :

طي تحقيقي دانشگاهيان مسلمان استان يوگي کارتاي اندونزي به عنوان مخاطب انتخاب شده و پرسشنامه‌اي در مورد اهداف حسابداري اسلامي استفاده‌کنندگان اطلاعات و تاکيد حسابداري اسلامي بر اطلاعات مذهبي براي آنها ارسال شد . تعداد اين افراد در استان ياد شده 235 نفر بوده که براي 161 نفر پرسشنامه ارسال شد تعداد 86 تکميل دعوت داده شد .

نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد که %79 پاسخ‌دهندگان پاسخگويي اسلامي را به عنوان هدف اصلي حسابداري اسلامي انتخاب کرده‌اند پاسخها نشان مي‌دهد که سهامداران به عنوان استفاده‌کنندگان اصلي تلقي نمي‌شوند و اهميتي بيش از ساير استفاده‌کنندگان ندارند علاوه بر اين پاسخ‌دهندگان اعتقاد داشتند که در حسابداري اسلامي بايد بر اطلاعات مذهبي و اجتماعي تاکيد کرد .

در كشور ما به دليل تورم شديد در سالهاي گذشته ارقام بهاي تمام شده تاريخي با ارزشهاي جاري فاصله زيادي گرفته است و مربوط بودن صورتهاي مالي را زير سؤال برده است. به همين دليل در استانداردهايي مانند استاندارد حسابداري شماره 11 تجديد ارزيابي داراييهاي ثابت مشهود مجاز شده است . شرايط تورمي در هر كشوري كه باشد اعم از مسلمان يا غيرمسلمان، ارقام مبتني بر بهاي تمام شده تاريخي را از مفهوم اقتصادي تهي‌ مي‌سازد. افزون بر اين، همانگونه كه قبلاً ذكر شد موارد مشمول زكات در مذهب شيعه محدود است و نمي‌تواند به عنوان پايه‌اي براي اندازه‌گيري در گزارشگري باشد كه دامنه آن بسيار گسترده است . بنابراين، در كشور ما نمي‌توان بر پايه زكات، نظام اندازه‌گيري ارزشهاي جاري را بر نظام بهاي تمام شده تاريخي ترجيح داد.

نتيجه‌گيري

موضوعي كه هم اكنون با عنوان حسابداري اسلامي مطرح مي‌شود بسيار جوان است و از مباني

استدلال قوي برخوردار نيست. اگر حسابداري را علم بدانيم مانند علوم ديگر خواهد بود و نمي‌توان به آن يك واژه ” ارزشي“ اضافه كرد. وظيفه حسابداري مالي اطلاع‌رساني متناسب با نياز استفاده‌كنندگان است . نياز استفاده‌كننده خود نيز تابع محيط است . اگر در كشورهاي مسلمان، از قوانين قرآني در عمل و بي‌ريا پيروي شود، حسابداري مالي هم از اين امر متأثر مي‌شود اما نيازي نيست كه اسم آن را تغيير دهيم . اگر چنين شد بايد منتظر شنيدن حسابداري يهودي هم باشيم . اما حسابداري معاملات اسلامي با معني است، مثل حسابداري عقود اسلامي مشاركت و مضاربه . بعضي از اين معاملات در بانكداري اسلامي انجام مي‌شود و نياز به الزامات خاص هم دارد.

با توجه به جوان بودن اين ديدگاه، لازم است تحقيقات در مورد مباني نظري مبتني بر شرايط محيطي كشورهاي اسلامي ادامه يابد و مباحثي كه مطرح مي‌شود بايد فارغ از تعصبات مذهبي و افراط‌گرايي باشد . اگر هم بحثي با عنوان حسابداري اسلامي مطرح مي‌شود بايد به محتواي آن بحث توجه شود و انديشمندان مسلمان با توجه به تمام مذاهب اسلامي ديدگاههاي خود را ارزيابي و عرضه كنند.
Single آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
حسابداري مالي, حسابداري اسلامي, حسابداري اسلامي در ايران, حسابداري در ايران, حسابداري در ايران امروز, خمس و ذكات درحسابداري


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است


Brain - Ecology - Dinosaurs - Science - Computer - Health - Space - Astronomy - Dino Dinosaurs